محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود

97

تحفه خانى ( فارسى )

يرقان اسود در حاضر مىكند و سبب او اختلاط سوداست با صفرا همچنانكه بول بحسب لون دلالت مىكند بحسب كبر و صغر در اجزاى بول و حدوث حباب فوق بول نيز دلالت مىكند زيرا كه كبر اجزاى كف دلالت بر لزوجت مىكند و عدم نضج و بقلب و كثرت كف نيز دلالت بر احوال مىكند و كثرت او دلالت بر وفور و بسيارى ماده مىكند و رطوبت مخلوط با ريح و طول بقاى او بر سر بول دلالت بر لزوجت ماده مىكند قسم ششم از اقسام بول رسوبست و رسوب عبارت از هر جوهر نسبت غليظ كه در قاروره متميز از رقيق باشد و اگر چنانچه اين جوهر غليظ منتقل باسفل قاروره است او را در اصطلاح اين فن رسوب راسب مىنامند و اگر اين اجزاء غليظ متعلق بوسط اجزاست كه نسبت فوق و تحت با على السويه است او را معلق مىنامند و اگر جزو غليظ بر فوق اجراء مشاهده مىافتد او را غمام مىنامند تشبيها باللغم و استدلال از رسوب بر هفت وجه است اوّل از جوهر اوست به اين طريق كه دانسته شود كه طبيعى است يا غير طبيعى اما طبيعى ازو املس ابيض است كه متصل و متساوى مشابه الاجزا باشد و اين بول و قاروره اصحا است و از ميان الوان كه مخالف ابيض موصوف بصفات مذكور باشد بهترين احمر است و بعد از آن اصفر و بعد از آن زرنيخى و او مشابه مدّى و بلغم خامست و مدّى مخالف خام است به دو صفت زيرا كه در مدّى نتن و بوى بد هست و در خام بوى بد نيست و فرق ديگر ميان خام و مدى آنست كه خام بملاقات مايعات منبسط نمىشود و اجزاى آن از هم جدا نمىشود و مدى به مجرد ملاقات مايعات از هم گسسته و منبسط مىشود و در رسوب خام لطافت و تشفيق نيست و رسوب طبيعى شفّاف و متخلل لطيف است و هرگاه كه تحريك قاروره كنند منبسط مىشود سريعا و بسرعت متنزل نمىشود و اگر نضج دارد اصلا متنزل نمىشود و رسوب در امراض مادى